به گزارش پایگاه خبری
ملیت، در روزهایی که قطعی برق دوباره به تیتر رسانهها بازگشته، نگاهی دقیقتر به الگوی خاموشیها در حاشیه تهران، شکاف دیگری را آشکار میکند: نابرابری در «بیبرقی».
شهر جدید پردیس، در فاصله ۲۰ کیلومتری پایتخت، نمونه عینی این اختلاف است. بررسی الگوی خاموشی در فازهای مختلف نشان میدهد ساکنان برجهای مسکونی فازهایی مانند ۱۱ و ۸، نه تنها قطعی مکرر برق، بلکه محرومیت از آب، آنتن موبایل و اینترنت در غیاب زیرساختهای پشتیبان را تحمل میکنند. با هر خاموشی، آسانسور برجهای بیژنراتور از کار میافتند، پمپاژ آب متوقف میشود و ارتباط تلفنی و اینترنتی قطع میشود. قطعی برق در این مناطق گاهی تا سه بار در روز و هر بار حدود دو ساعت تکرار میشود.
مسکن مهر که روزی پناه زوجهای جوان و خانوادههای گریخته از گرانی پایتخت بود، اکنون با بیبرقی طولانیمدت، بلای جان ساکنان شده است. بسیاری از برجهای پردیس با عجله ساخته و بدون سیستم برق اضطراری تحویل داده شدهاند. خانوادهای در طبقه سیزدهم برجی بدون ژنراتور، بار سنگین قصور پیمانکار را به دوش میکشند. سه نوبت قطعی برق در روز، یعنی بالا و پایین رفتن ۱۳ طبقه برای تمام اعضای خانواده.
زندگی مادری با کودک شیرخواره در طبقات فوقانی برج را تصور کنید: شش ساعت بدون آب، امکان خروج یا تماس؛ شرایطی که هفتهها تکرار میشود. «محدثه» ساکن فاز یازده که کودکی یکساله دارد میگوید: «خدا شاهد است اینجا روی برجها زندانیایم. نه میتوانیم تماس بگیریم، نه یازده طبقه را با بچه در بغل بالا و پایین برویم.»
فوبیای بیبرقی
«سهیلا» ۳۶ ساله و ساکن محله طراوت فاز یازده میگوید: «قطعیها از اواسط بهار شروع شد. فرزند دهسالهام چندبار در آسانسور تاریک گیر کرد.» او ادامه میدهد: «آنقدر ترسیده که حالا فوبیا دارد. تنها سوار آسانسور نمیشود. خانهمان طبقه یازدهم است؛ مدتهاست پلهها را پیاده میرود. با ثابت شدن ساعت قطعیها هم ترسش نرفت. حتی همراه دیگران هم مدام از ترس خاموشی حرف میزند.»
سهیلا با ناراحتی ادامه میدهد:«میدانیم به مشاوره نیاز دارد، اما در مخارج زندگی، پولی برای درمان فوبیای قطعی برق باقی نمیماند.»
بیبرقی و بیآبی را تحمل میکنیم، اما آنتن را برگردانید!
وضع ساکنان فاز هشت بهتر نیست. «میلاد» ۲۴ ساله و صاحب فروشگاه آنلاین در این فاز میگوید: «قطع آب و برق را تحمل میکنم، اما قطع کامل آنتن غیرقابل قبول است. چرا اپراتورها فکری به حال آنتن در زمان بیبرقی نمیکنند؟ حتماً راهی هست، اما گویا فکر میکنند تحمل مردم بینهایت است!»
او تأکید میکند: «مشکلات انرژی را درک میکنیم، اما انتظار داریم امکانات ارتباطی حفظ شود. وابستگی به تلفن همراه برای کار، ارتباط یا تفریح انکارناپذیر است. قطع همزمان همه چیز، تحمل را به شدت کاهش میدهد. وجود آنتن و اینترنت، بار مشکلات را سبکتر میکرد.»
میلاد ادامه میدهد: «گاهی تا هشت ساعت آنتن نداریم: چهار ساعت قطعی برق ساختمان و چهار ساعت قطعی برق دکل مخابرات! در عصر ارتباطات، محرومیت از ارتباط به مدت یکسوم روز غیرقابل توجیه است. از مسئولان میخواهیم اپراتورها را ملزم به تداوم خدمات در ساعات بیبرقی کنند.»
یخچال و فریزرهایی که در ناترازی انرژی نابود میشوند
اگرچه قطعی برق در کلانشهرها دیده میشود، اما خاموشیهای چندنوبته عمدتاً گریبانگیر حاشیهنشینهاست. خاموشیهای طولانی، تبعات پنهان و نادیدهگرفتهای برای زندگی روزمره دارد. «حمید» مستأجر چهلساله در یکی از برجهای شهرک واوان اسلامشهر، از قطعی مکرر برق و آسیب به یخچال فریزرش میگوید: «چند هفته قبل به خاطر قطعی برق مکرر موتور یخچال منزل خراب شد. با بیست میلیون هزینه و دو وام، یک یخچال فریزر ایرانی خریدم. اقساطش هنوز تمام نشده. حالا با قطعی روزانه دو سه باره برق، هر بار موتور دو ساعت خاموش میشود. نگران نابودی موتورش هستم.»
یک تکنسین تعمیرات لوازم خانگی این نگرانی را تأیید میکند: «خاموش و روشن مکرر، فشار زیادی به کمپرسور وارد میکند و عمر مفید دستگاه را شدیداً کاهش میدهد. خانوادهها خیلی زودتر مجبور به تعمیر یا تعویض میشوند.» به گفته او، هزینه تعویض حداقل ۲۰ تا ۶۰ میلیون تومان برای یک دستگاه میانرده است؛ رقمی کمرشکن برای ساکنان این مناطق.
بیبرقی، بیعدالتی
ساکنان پردیس نه فقط از بیبرقی، که از بیعدالتی ساختاری گلایه دارند. میپرسند چرا فشار خاموشی بیشتر متوجه مناطقی است که مصرف برق عمدهشان خانگی و بهمراتب کمتر از مرکز شهر است؟ بهویژه آن که با توجه به آب و هوا استفاده کمتری از کولرها و خنککنندهها دارند و حتی تراکم واحدهای تجاری و اداری پرمصرف در مناطق آنها ناچیز است.
شکاف طبقاتی نه فقط در رفاه، که در توزیع محرومیتها هم خود را نشان میدهد. آنها انتظار دارند اگر خاموشی «مدیریتشده» است، عدالت در توزیع آن رعایت شود؛ نه آنکه مناطق مرکزی با یک ساعت خاموشی مواجه باشند و مناطقی مثل پردیس ساعتها در بیبرقی، بیآبی و بیآنتنی به سر برند.
قطع برق هوشمند؛ افسانه یا راهحل؟
برخی کارشناسان فناوری از مدیریت هوشمند مصرف برق با کنتورهای پیشرفته سخن میگویند. این فناوری در زمان پیک مصرف، به شبکه امکان میدهد بهجای قطع کل محله، فقط مشترکان پرمصرف را هدف محدودیت یا قطع قرار دهد. در این مدل، مشترک پرمصرف ابتدا هشدار دریافت میکند و در صورت عدم کاهش مصرف، برق تنها او قطع میشود. رویکردی عادلانهتر که از خاموشیهای گسترده و کورکورانه جلوگیری میکند.
هرچند زیرساخت کامل این سیستم در کشور فراهم نیست، حرکت به این سمت میتواند گامی مهم برای کاهش شکافها باشد. پیشنهادهای دیگری نیز مغفول ماندهاند: قطع اولویتدار مصرفکنندگان پرمصرف صنعتی و مراکز استخراج رمزارز، توسعه کنتورهای هوشمند و هشدار به مشترکان عبورکننده از سقف، توسعه ژنراتورهای اضطراری در مجتمعها از طریق تسهیلات یا الزام سازندگان، و شفافسازی برنامه خاموشیها برای کاهش سردرگمی. اجرای این راهکارها نشان میدهد مسئولان در بحران، به سراغ راهحلهای دمدستی نمیروند.
اخلال در زندگی و آرامش
قطع برق در پردیس و نظایر آن، تنها پایان روشنایی نیست؛ قطع زندگی، ارتباط و آرامش است. زنگ خطری است برای نابرابریای که از مرز اقتصاد و رفاه گذشته و به زیرساختهای حیاتی رسیده است.
روبرویی هزاران خانوار در شهری مانند پردیس با خاموشیهای طولانی، نبود آب، آسانسور و اختلال ارتباطات، نه یک اتفاق عادی، که یک بحران اجتماعی است؛ بحرانی که بیتوجهی به آن، ضربهای جدی به اعتماد قشر متوسط و ضعیف وارد خواهد کرد.
زینب رجایی